🌿🌿🌿

سوال امروز👇

 

"ایمان داشتن" با "باورساختن" چه تفاوتی دارد؟

آیا میتوانیم 

با ساختن باورهای مثبت آنگونه

 که "دانشهای موفقیت" وانجمن ها 

وعرفانها و... درجهان دربوق وکرنا کرده اند،

به سعادت وخوشبختی برسیم ؟

 

بله،چرا؟

خیر،چرا؟

پاسخ

👇👇👇👇👇👇👇

 

سلام‌دوستان عزیز

در معنای عمومی وکلیت ایمان وباور

 یک معنا دارند،

 اما وقتی تخصصی ترنگاه کنیم

 زمین تا اسمان تفاوت دارند. 

یکی اصل ودیگری بدل است.

ایمان یعنی عشق وخرد که

 ازابتدای خلقت انسان خداوند درانسانها

 قرارداده است.

حال چیزی که از ابتدا وجود داشته است

 ووجود دارد را چگونه میخواهیم‌ دوباره بسازیم؟

هرچیز تازه را که بسازیم‌،

میشود مجسمه وبدل وکپی ویک باور.

 

پس وقتی میخواهیم باور بسازیم

 یعنی داریم بدل میسازیم واین فریب 

شیطان است.

 اما تمام استادان قلابی موفقیت دارند

 باور سازی را نشر میدهند!

تعدادی ازآنها که در آمریکا واسرائیل

 بدعت گزار این دانشها بوده اند،

 خوب آگاهانه وهم دست شیطان هستند. 

اما اکثریت بقیه ومخصوصا درایران 

 که کپی کرده اند 

خود هم نمیدانند

 که چگونه بازیچه دست شیطان شده اند.

 

وچون مردم ساده لوح اما طماع هم به آسانی فریب میخورند

 آنان بیشتر تشویق میشوند 

تا این گونه به ثروت های بادآورده برسند 

ازقبل جهل مردم.

 

دنیا بر محور اراده وحرکت کار میکند نه باور..

یعنی برمحور عشق وایمان.

 

بگذارید ساده تر بگویم؛

 

اگر شما یک الماس راکه درآتش افتاده

 واز دوده بشدت سیاه شده را پیدا کنید 

چه میکنید؟

 

آن الماس سیاه وکثیف را می سابید

 تا سیاهی ها پاک شود 

والماس هویدا شده بدرخشد؟

الماس اصل وایمان است.

 

یا الماس پرازدوده را رنگ میکنید تا زیبا شود؟!

این رنگ آمیزی یعنی باورسازی.

 

در دانشهای موفقیت وتمام دانشهایی 

که باور می سازند یعنی رنگ‌کردن الماس.

 

اما با گامهای ثریایی دوده را پاک میکنیم.

به ایمان وحقیقت می رسیم.

 

کدام بهتر است؟

رنگ‌کردن وباور ساختن وبه بدل رسیدن؟

یا سابیدن وبه اصل رسیدن؟

 

بفهمیم‌ انسان با خوردن میوه ی ممنوعه

 پرازترس شد

همان دوده الماس

حال باید ترسها ودوده ها راپاک کنیم 

تا انسان خود حقیقیش بشود.

آنگاه ایمان ویقین پیدا میکند

 اما با باور ساختن بدل اورامیسازیم؟

 

یک الماس رنگ شده یقینا 

از الماس پرازدوده وکثیف قشنگ تر می شود. 

ولی هرگز الماس رنگ شده زیبایی ،قدرت

 ودرخشش الماس حقیقی را ندارد.

 

 انسانها را رنگ میکنیم

 وبا ساختن باورهای مثبت جدید

 ترسها را استتار میکنیم. 

 

شاید به ظاهراین انسان 

 از انسان پر ازترس بهتر باشد،

اما مجسمه وبدل انسان حقیقی است.

و یقینا با انسان حقیقی فرسنگها فاصله دارد.

 

اما با "گامهای ثریایی" ما ترسها را پاک میکنیم 

وبه اصل وجاودانگی مان برمیگردیم.

آنجا ایمان ویقین وجود دارد.

 

این دو تفاوت از زمین تا آسمان است‌.

بزرگوارید

 

                                 " رضا مزینانی"

🙏😊🌹

 

👇🌿🌿🌿

@shoureshgh