بازگشت عبدالله به رمشک پس از ۲۸ سال آوارگی

  • ۸۰

‍ بازگشت عبدالله به رمشک پس از ۲۸ سال آوارگی  
🔺عبدالله، یکی از اهالی دهستان رمشک قلعه گنج است که بنا به دلایلی در سن ۱۸ سالگی سر از افغانستان درمی آورد، او پس از ۲۸ سال آوارگی و تحمل روزهای سخت، به آغوش خانواده بازگشت.

🔺عبدالله روشن پور معروف به عبدی، اهل دهستان رمشک قلعه گنج است که تابستان سال ۱۳۷۳ در آستانه جوانی به دلایل شخصی، خانه اش و دیارش را ترک و برای پیدا کردن کار به شهرستان های همجوار همچون رودبارجنوب و عنبرآباد سفر می کند، او پس از مدتی کارگری در این مناطق با تعدادی از کارگرهای افغانستانی آشنا شده و تحت تاثیر صحبت های آنها به صورت غیرمجاز از مرز خارج و به هرات افغانستان می رود.

🔺عبدالله طی این سالها سختی ها و مشقت های زیادی داشته یک تصمیم عجولانه، او را به جایی برده بود که حتی پشیمان شدنش از این سفر هم نمی توانست بلیط برگشتش به خانه باشد. یک جوان ساده و بی آلایش روستایی، پس از آنکه با ازدواجش با دختر مورد علاقه اش موافقت نمی شود برای اینکه مشکلی برای خانواده نامزدش ایجاد نشود و آن دختر بتواند بدون حاشیه و حرف و حدیث ها به زندگی اش ادامه دهد، بار سفر می بندد و از همه تعلقات خود چشم پوشی می کند، عبدالله شاید تصور این را نمی کرد دست تقدیر حتی او را از سرزمینش هم جدا کند. هرچه بود، جوان ۲۸ سال پیش گزارش ما، امروز به خانه خود برگشت و مورد استقبال اهالی روستا و خویشاوندان قرار گرفت. 

🔺خواهرزاده عبدالله به خبرنگار ایرنا گفت: عبدی، ۲۸ سال است که رمشک را ترک کرده و خداروشکر الان پدر و مادرش هم در قید حیات هستند، او سه خواهر و یک برادر دارد و درواقع خانواده مستضعفی هستند. رضا احمدی نیا ادامه داد: پدر عبدالله چندین سال به دنبالش گشت و اثری از او نیافت و پس از گذشت این همه سال ناامید شده بودند و فکر می کردند او فوت کرده است.

🔺 وی تصریح کرد: پدرش تا همین چند سال قبل از او یاد می کرد و منتظر او بود و امروز آرزوی دیدن دوباره فرزندش برآورده شد و اهالی رمشک امروز به استقبال عبدی آمدند و از بازگشت او حیرت زده و خوشحال هستند. عبدالله فرزند مهیم، دیگر نمی تواند به گویش رمشکی صحبت کند، او با لهجه افغانستانی به خبرنگار ما گفت: به دلایلی روستای محل سکونتم را ترک کردم و پس از آن، کارگرهای افغان مرا که در آن زمان نوجوان بودم و کسی را نداشتم با خودشان به افغانستان بردند و بیش از ۲۰ سال در هرات افغانستان کارگری، چوپانی و کشاورزی می کردم، آنهایی که من را با خودشان به افغانستان برده بودند می دانستند که من ایرانی هستم و مدام این را به من گوشزد می کردند که من ایرانی هستم.

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی